دوشنبه 3 تیر1387
جلسه یازدهم
کتاب «گزارههایی درباره ادبیات معاصر»
نویسنده: دکتر علی تسلیمی
این کتاب شرح سیر تحولی داستان نویسی فارسی معاصر است. نویسنده این سیر تحولی را به هفت دوره تقسیم میکند:
دوره اول: از اواخر سال 1280 به بعد. رمانهای مراغهای، طالبوف، دهخدا، جمالزاده و .. در این دوره جای میگیرد.
دوره دوم: در این دوره به بررسی موضوعاتی مثل مرگ، عشق، زندگی به عنوان محور داستان نویسی فارسی در دهه دوم قرن 14 (سال 1310 به بعد) و همچنین تجزیه و تحلیل آثار افرادی مثل هدایت، حجازی، علوی و ... پرداخته میشود.
دوره سوم: دوره سوم این کتاب تحت عنوان جامعهگرایی و جامعهستیزی مطرح میشود. داستانهای آلاحمد و داستاننویسان چپ و مارکسیست ایرانی در این دسته جای میگیرند.
دوره چهارم: دوره چهارم این کتاب تحت عنوان روایتهای روستایی و محلی معرفی میشود. در این دوره به داستانهای دولتآبادی، صمد بهرنگی و... پرداخته میشود.
دوره پنجم: دوره پنجم این کتاب تحت عنوان روایتهای شهری معرفی میشود . رضا براهنی و... در این دوره جای میگیرند.
دوره ششم: نویسنده، این دوره را تحت عنوان جریانهای مدرن نامگذاری میکند.
دروه هفتم: این دوره، دوره ادبیات وقایع انقلاب و جنگ است که چند دهه اخیر را در بر میگیرد.
تولد نثر معاصر و ریشههای اجتماعی آن
معمولا وقتی از ادبیات فارسی صحبت میکنیم اغلب ذهنمان متوجه فردوسی، حافظ، سعدی و شعرای کلاسیک میشود در حالی که منظور از ادبیات فارسی صرفا شعر و شعرای کلاسیک نیست بلکه ادبیات معاصر و نثر نیز جزء ادبیات فارسی است. به دلیل سلطه و غلبهای که شعر به طور تاریخی در فرهنگ و زبان فارسی داشته این ته نشست فرهنگی برای ما باقی مانده که ادبیات یعنی شعر، شعر هم یعنی کلاسیک. بهخصوص در قرائت رسمی، ما معمولا شعر را زبان فرهنگ کلاسیک ایران میشناسیم. اما به چند دلیل ویژگی فرهنگ زبان فارسی تغییر یافته است:
اولا اینکه اهمیت نثر در زبان فارسی گسترش یافته است. اگر در گذشته نثر اهمیت نداشت عمدتا به دلیل نداشتن سواد خواندن و نوشتن مردم ایران بود در نتیجه تنها آن بخشی از ادبیات قابل اشاعه بود که موزون، مقفا و آهنگین بود و قابلیت به حافظه سپردن را داشت. نثر را بر خلاف شعر نمیتوان حفظ کرد زیرا نثر قابلیت به خاطر سپردن را ندارد. از اینرو در دورههای گذشته که مردم فاقد سواد خواندن و نوشتن بودند عملا نمیتوانستند با نثر ارتباط بر قرار کنند و فقط نخبگان میتوانستند از متون نثر استفاده کنند. اما با توسعه تدریجی نظام مدرسه، انقلاب سوادآموزی (از سال 1300 به بعد) بهتدریج سواد همگانیتر شد، در نتیجه نثر نیز از اهمیت بیشتری بر خوردار شد. با افزایش سواد مردم، جا برای شعر تنگ تر میشود.
ثانیا شعر به مثابه یک نهاد فرهنگی ویژگیهایی داشت که با ساختار پیشامدرن ایران منطبق بوده است. هر چقدر جامعهای دارای یک ساختار ناهمگن، پیچیده، متراکم و وسیع باشد روابط اجتماعی آن از حالت چهره به چهره به روابط با واسطه تبدیل میشود و به تدریج فرهنگ شفاهی و رو در رو در آن جامعه به یک فرهنگ رسانه محور و با واسطه میل پیدا میکند. شعر یک رسانه برای روابط گرم چهره به چهره است نه تنها به این دلیل که قابلیت به خاطر سپردن دارد بلکه به این دلیل که دارای قدرت تاثیرگذاری نیز هست. شعر قدرت تحریک کنندگی و هیجان آفرینی دارد، در حالی که نثر این قابلیت را ندارد زیرا نثر علاوه بر سواد، یک سرمایه فرهنگی نیز میخواهد. مثلا شعر حافظ را بسیاری از مردم نمیفهمند ولی چون شعر است و آهنگین و هیجانآفرین است هر کسی میتواند بهنوعی آنرا با احساس خود درآمیزد و این تصور را پیدا کند که شعر حافظ را فهمیده است. در جوامع پیشامدرن ایرانی، شعر مهمترین رسانه بوده است. از زمان عباس میرزا نایبالسلطنه است که نثر فارسی اهمیت پیدا میکند. به یک معنا میتوان گفت یکی از مهمترین شاخصهای مدرنیزه ایرانی، توسعه نثر است و جامعه سنتی، جامعه شعر محور است در حالیکه جامعه مدرن، جامعه نثر محور است که بخشی از آن به همان دلایلی بود که ذکر شد و بخشی از آن به ویژگیها و قالبهایی که نثر با خود به همراه داشت بر میگردد. یکی از این قالبها، قالب داستان است.
سه شنبه 7 خرداد1387
جلسه دهم
سوژه تحقیق میتواند یکی از این زیر مجموعهها باشد: آثار هنری، نهادها و سازمانهای هنری، رسانههای هنری، گفتمانهای هنری(روندها و جریانها)
منظور از تحقیق، صرفا تحقیق پیمایشی نیست. تحقیق درس جامعهشناسی هنر و ادبیات باید به صورت مقاله تالیفی باشد. برای نوشتن این مقاله، باید روشهای ساده نوشتن را رعایت کنید. برای نوشتن و اندیشیدن اول باید احساسات و عواطف درگیر شود. کاربرد یک روش را باید از طریق نوشتن یاد گرفت و لازمه این امر آن است که با سوژهای که برای اندیشیدن بر میگزینید وارد گفتگو شوید. زمانی که میخواهید در مورد یک پدیده تحقیق کنید باید تصور کنید که آن پدیده یا مسئله یک موجود زنده است و میخواهید با آن موجود زنده وارد گفتگو شوید.
هر پدیدهای را که در نظر بگیرید به قول گادامر یک افق معنایی دارد. در فرایند نوشتن است که ایدهها و نیازها شکل میگیرد. نوشتن راهی برای اندیشیدن دقیق و سیستماتیک است. در نوشتن یک مقاله، مدام باید نوشتههای خود را به دلایلی از جمله طبقهبندی کردن، توسعه دادن، اصلاح کردن و... بخوانید. در فرایند نوشتن باید طبقهبندی پدیده یا مسئله مورد نظرنیز صورت بگیرد و لازمه طبقهبندی کردن، توجه به تفاوتها و شباهتهاست مثل طبقهبندی قالبهای شعر فارسی، طبقهبندی جوامع به سنتی و صنعتی، ارگانیک و مکانیک و...
ادامه مطلب
سه شنبه 7 خرداد1387
جلسه نهم
خلاصه فصل اول و دوم
در بررسی هنر دو دیدگاه وجود دارد: اول بررسی هنر به شیوه توصیفی و دوم بررسی هنر به شیوه علی ۱- بررسی هنر به شیوه توصیفی: افرادی مانند وبر معتقدند جامعهشناس نباید به محتوای اثر هنری بپردازد چرا که این امر زمینه قضاوت ارزشی را فراهم میکند. موضوع جامعهشناسی هنر به شیوه توصیفی، مسائلی از جمله مطالعه هنرمندان به عنوان یک گروه اجتماعی است. مثلا بررسی اینکه هنرمندان از لحاظ وابستگیهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ارزشی و تحصیلات چه ویژگیهایی دارند. در این حالت جامعهشناس به مطالعه توصیفی پرداخته است زیرا با محتوا و درون مایه اثر هنری کاری ندارد بلکه با خالق اثر هنری سرو کار دارد. شیوه توصیفی صرفا به مطالعه هنرمندان به عنوان یک گروه اجتماعی نمیپردازد بلکه نهادهای مولد هنر، مخاطبان هنر و.. را نیز مطالعه میکند. در شیوه توصیفی یک نوع نگاه پوزیتیویستی نیز حاکم است یعنی نگاههایی که درصدد است با تبیینهای کمی، آماری، عینی و تحصلی به توصیف وضعیت هنر در یک موقعیت زمانی و مکانی معین بپردازد. این نوع مطالعات در فاصله سالهای 1970-1940توسعه پیدا کرد و در فرانسه بهخصوص مورد توجه روبرت اسکارپیت قرار گرفت.
۲- بررسی هنر به شیوه علی: در بررسی هنر به شیوه علی جامعهشناس باید به تبیین شرایط شکلگیری و تولید اثر هنری، خاستگاه اجتماعی یا علیت اجتماعی اثر هنری بپردازد. در این شیوه از بررسی، به این امر پرداخته میشود که جامعه، اقتصاد، مذهب، ویژگیهای فرهنگی، توسعه یافتگی یا نیافتگی، ساختار قدرت، نظام سیاسی، جهانبینیهای مختلف چه تاثیری در پیدایش و گسترش گونههای خاص هنری به جای میگذارند. مثلا چه اتفاقی میافتد که در یک دوره زمانی، گونهها و سبکهای ادبی از بین میروند و سبکهای ادبی جدیدی جایگزین آن میشوند. بنابراین لازمه بررسی هنر به شیوه علی، بهدست آوردن توصیفی از وضعیت موجود در حوزه هنر است تا از این طریق بپرسیم که چرا تغییر بوجود آمده و این تغییر چگونه تحت تاثیر عوامل اجتماعی بوده است.
ادامه مطلب
سه شنبه 7 خرداد1387
جلسه هفتم
عبید شاعر و ادیب مشهور قرن هشتم هجری است. البته شهرت عبید زاکانی در ادبیات ما به خاطر طنز هایی است که نگاشته است. شمایل طنز در ادبیات فارسی عبید زاکانی است زیرا در دوره خود صریح ترین کسی بوده است که از طنز و شوخ طبعی به عنوان یک ابزار استفاده کرده است. دکتر علی اصغر حلبی از انواع شوخ طبعی، تقسیمبندیای به شرح زیر ارائه میدهد:
1- طنز: فاخرترین گونه شوخ طبعی است و در واقع یک نوع بازنمایی و انعکاس حقیقت است که قصد اصلاح نابسامانیها را در پشت پرده خنده دارد و خنده ایجاد شده جدی است.
2- هجو: در هجو قصد تخریب وجود دارد.
3- هزل: عدهای هزل را کلمات بیارزش میدانند. مثلا مولانا در مثنوی از هزل استفاده کرده است.
4- فکاهه: در فکاهه و هزل سخنها تنها ارزش خنداندن دارد و پیامی ندارد.
فرق طنز و هجو آن است که غالبا طنز را برای مقاصد اصلاحطلبانه اجتماعی و منتقدانه بکار میبرند ولی هجو برای تخریب است و ترانههای فولکور را سرشار از طنزهای جدی و ممتاز میداند. آقای ستوده طنز را به دو نوع رسمی یا مستقیم و غیررسمی یا غیر مستقیم تقسیم میکند و فرق این دو نوع را در این میداند که در طنز رسمی سخنگویی واسطه با مخاطب صحبت و شوخی میکند ولی در طنز غیررسمی سخنگو پوشیدهتر با مخاطب شوخی میکند.
ادامه مطلب
سه شنبه 7 خرداد1387
جلسه ششم
دو سنت در اجتماعیات در ادبیات فارسی وجود دارد :1- سنتی که جامعه شناسان به سراغ متن های ادبی رفته اند مثل دکتر شهبازی ، که هدف آنها پی بردن به ویژگی های جامعه ایران از طریق متون ادبی است .
2- سنتی که محققان ادبی از منظر جامعه شناسی در ادبیات به سراغ متن ها ی ادبی رفته اند که هدف آنها شناسایی ، تفسیر ، تاویل و فهم متون ادبی از راه بازشناسی و ویژگی های اجتماعی آنهاست.
فرایند تاریخی شکل گیری اجتماعیات در ادبیات فارسی در ایران : اجتماعیات در ادبیات فارسی در سال 1348 به عنوان سه واحددر برنامه درسی علوم اجتماعی گنجانده شد و دکتر غلامحسین صدیقی به عنوان بنیانگذار علوم اجتماعی این پیشنهاد را ارائه کردند . به لحاظ تاریخی در سال 1350 اجتماعیات در ادبیات فارسی برای رشته لیسانس و فوق لیسانس علوم اجتماعی الزامی شد و بعد در سال 1368 اجتماعیات در ادبیات فارسی به جامعه شناسی ادبیات تبدیل شد. در سال 1348 در مورد اینکه چرا اجتماعیات در ادبیات فارسی باید تدریس شود سه نکته مطرح شد:
1- در کتاب های ادبی ، تاریخی و جغرافیای زبان فارسی شاهد این هستیم که این متون به مثابه مدارک معتبری از باورها ، ارزشها ، فرهنگ و جامعه ایران در تاریخ گذشته اند. در گذشته تحولاتی در جامعه ایران رخ داده که این تحولات در شعر و نثر فارسی نوشته و ثبت شده است .متون نظم و نثر فارسی به مثابه سند های فرهنگی هستند که ما از طریق باز خوانی این سند ها می توانیم ساختار های اجتماعی ، رخدادهای تاریخی ،ویژگی های فرهنگی و به طور کلی تاریخ و فرهنگ ایران را که در گذشته رخ داده باز شناسی و باز خوانی کنیم و در این فرایند باز شناسی و باز خوانی می توانیم یک بینش و بصیرت تطبیقی از سیر تحول جامعه و فرهنگ ایران بدست آوریم .در این فرایند باز خوانی و باز شناسی جامعه ایران از طریق متون نظم و نثر گاه ما شاهد تحولات فرهنگی شگرف و باور نکردنی در زمینه جامعه خودمان هستیم.
2- مطالعه باستانی ادبیات نظم ونثر کلاسیک فارسی به ما کمک می کند تا سیر تحول اندیشه اجتماعی در ایران را بشناسیم. یعنی متون ادب فارسی نه تنها تا حدودی وضعیت ساختار ها ی اجتماعی را در ایران نشان می دهند بلکه ذهنیت اجتماعی ، تفکر و نوع اندیشه اجتماعی در ایران را هم باز تاب می کنند .مثلا شعر در گذشته نه تنها امری تفننی بوده است بلکه اساسی ترین قالب تفکر در جامعه ایران بوده است.،بنابراین اساسی ترین اندیشه های اجتماعی ،سیاسی و... را می توان در آثار مولانا ،حافظ،سعدی و.. جست وجو کرد. یکی از مهم ترین منابع دکتر سید جواد طباطبایی برای باز خوانی اندیشه سیاسی ، فلسفه سیاسی و تفکر در ایران استناد و ارجاع به متون ادبی است این متون لزوما شعر نیستند بلکه اخلاق نامه ها ،پند نامه ها ، سیاست نامه ها و متون تاریخی ، جغرافیایی و... را نیز در بر می گیرد .
3- باز خوانی متون نظم ونثر کلاسیک فارسی در حال حاضر دارای یک ضرورت اجتماعی –فرهنگی نیز هست، این ضرورت ناشی از تحولی است که جامعه ایران بخصوص نسل جوان آن در نتیجه آشنایی با فرهنگ و ادبیات غرب و کشورهای دیگر با آن مواجه هستند. ما هر روز شاهد رواج ادبیات و فرهنگ جوامع دیگر هستیم در این فرایند این احتمال می رود که به تدریج زبان و فرهنگ ایرانی به فراموشی سپرده شود و نسل جوان ایران از منابع فرهنگی گذشته خود فاصله بگیرند . درس اجتماعیات در ادبیات فارسی یک راه و روش برای آشنا کردن نسل جوان ایرانی است که به رشته های علوم انسانی و اجتماعی رجوع می کنند تا از طریق گذراندن این درس بتوانند تا حدودی به منابع فرهنگی گذشته خود دسترسی پیدا کنند. ما از طریق باز خوانی متون نظم و نثر کلاسیک می توانیم نه تنها در مورد فرهنگ ایران بلکه در مورد فرهنگ انسانی به شناخت هایی دست پیدا کنیم ، زیرا میراث مکتوب و ادبی ایران یک میراث چند هزار ساله است و مجموعه ای از تجارب جهانی در این میراث نهفته شده است. بنا براین اگر به بررسی دقیق جامعه شناسانه نظم ونثر فارسی بپردازیم این امکان وجود دارد که بتوانیم بخشی از ویژگی های جهانی فرهنگ بشر را شناسایی و مطالعه کنیم.
سه شنبه 7 خرداد1387
جلسه پنجم
یکی از شاخههای مهم جامعه شناسی هنر و ادبیات، اجتماعیات در ادبیات فارسی است. اجتماعیات در ادبیات فارسی در واقع همان جامعه شناسی از طریق هنر است.
استوارت هیوز کتابی دارد با عنوان «آگاهی و جامعه» که استاد عزتالله فولادوند آنرا ترجمه کرده است. فصل آخر جلد اول این کتاب در مورد مارسل پروست و رمان نویسان بزرگی است که نظریه، اندیشه وتفکر اجتماعی را برای مصرف عامه مردم که متخصص در علوم اجتماعی نیستند با زبانی ساده بیان میکنند. استوارت هیوز معتقد است رمان نوعی نظریهپردازی اجتماعی است بطوریکه تمام مردم بتوانند نظریات آن را بخوانند؛ بفهمند و علاقمند شوند. این شکل پیچیده از جامعهشناسی از طریق هنر است.اما چیزی که در جامعه ما به نام اجتماعیات در ادبیات فارسی رایج است خیلی سادهتر از این است، زیرا نظریهپردازان در این حوزهها در جامعه ما به دنبال باز نویسی متنها و محتوای آثار ادبی بودهاند و به نظریات و ایدهها کمتر توجه داشتهاند.
ادامه مطلب
یکشنبه 5 خرداد1387
نقدي بر كتاب راه شيري
![]() |
راه شيري
نوشته ي محمد ايوبي
انتشارات طهوري، 1378
264 صفحه، 1200 تومان
شايد «راه شيري» بي نياز از ويرايشي عمومي و نهايي نباشد، رسيدن به زبان و نثر معيار، پس از سد سال داستان نويسي نوين و با وجود ده ها مدافع و سدها مدعي، ضروري و بي اجتناب است تا در غياب مديريت بحران نقد ادبي، نويسندگان چنين، خود، آن را نمايندگي كنند. نويسنده با نقل قول مستقيم نمونه هاي گذشته، از مجموعه ي گرسنگي هاي ماضي و مضارع، مجمع الجزايري در درياي تضادهاي طبقاتي و صور استثمار در نمايش آورده است كه به اگر، اثر «مجمع الجزاير گرسنگي» نام مي پذيرفت. و شايد! خواسته باشد: قدرت نمايي ادبي خويش را در خلق زبان و انشا با اهم امهات قدر نويسان پيش در منش و سنجش آورد، و پويش تكاملي نثر فارسي را نشان دهد. هرگاه تجربه ي زبان قدر، سد رشد مضموني داستان هاي نو و زبده و راه يابي به كوهسپاران خلق حادثه و جدال، نيز شده باشد، چه باک! تجربه اندوزي دركارگاه يابي در و ديوار زبان و رسيدن به تجرب و حذاقت خود به خود، در ارتقاي تدريجي مضمون را نيز، پي سپر دارد.
ادامه مطلب
یکشنبه 5 خرداد1387
نگاهي به شعر پستمدرنيتهي امروز
«خزه»
-----------------------------------------------------------------------------------------
شعر عبدالرضايي را كه مي خوانم، بياد اين سخن از «شلي» مي افتم: «در جواني عالم جميع انواع سخن به يک مفهوم شعر بود.»
اين سخن بيان كننده ي اين مفهوم است كه، زبان در آغاز و قبل از شيوع تكلم، صورت مجازي داشت و انسان اوليه بدون هيچ پيش شرط و هيچ گونه واسطه ي ذهني و قبلي با جهان پيرامونش روبرو مي شد. برداشتش از اشيا و رخدادهاي جهان، لحظه اي و تصادفي بود و به ناچار زبان درگير نوعي رمزگرايي فطري مي شد. اما گذشت زمان و تكرار مواجهه ي انسان با طبيعت و اشيا و استمرار در كاربرد زبان، باعث بوجود آمدن واسطه ها و پيش شرط هاي ذهني شد، تا آنجا كه هر واژه به شكل نشانه اي درآمد، و كلمات معرف صوري اشيا شدند و آن رمزگرايي ذاتي، جاي خود را به كلمات و تركيبات هميشگي داد و در نهايت، تكرار، عامل خوگرفتن انسان به واژه هاي قردادي شد و كلمات جزء جدايي ناپذير زندگي بشر شدند. و در اين فراگرد، تنها شاعران، كودكانه زيستن را فراموش نكردند، جهان پير شد، شاعران جوان ماندند و هر كلمه براي شاعران مبدل به شيء شد و در هر برخورد، صورتي ديگر از كلمه را بر سپيدي هاي هستي نقش زدند. درواقع شاعران دست به فراروي در زبان و تعريف هزارباره ي اشياء زدند، جهان را به اشكال گوناگون تعريف كردند و اگر اين اتفاق نمي افتاد، زبان در دام تكرار، در انجمادي سنگين دچار جوان مرگي مي شد. پس كار شاعر خلق مداوم زبان و ايجاد طراوت در زبان و در معناست، كه همين مرز شعر و غير شعر را مي سازد و شاعر با تركيب كلمات و خوانش اشيا به شكلي كاملاً تازه در يک متن، باعث مي شود تا مخاطب در هر بار خواندن شعر به درک تازه اي از اشيا و طبيعت برسد و حضور يک واژه و يا يک تركيب در شعر، خواننده را با انواع سؤال درگير كند و ارجاع آن واژه يا تركيب، خواننده را به سمت پيش شرط ها و باورهاي قبلي نبرد. در اين صورت شاعر موفق به كشف صورت تازه اي در زبان و در هستي شده است كه به صور قبلي اضافه مي شود و اين همان فراروي در زبان و توسعه ي زبان است و اگر غير از اين باشد، ضروري است كه شاعر، كار خود را بازخواني كند و يا تلاش كند، مرز ميان شعر و غير شعر را بشناسد.
ادامه مطلب
شنبه 4 خرداد1387
دسته بندی دلایل متعدد دیوار نویسی
زمانی که به نقاشی رسیده است آن را پی گرفته است و به نقاشی دیواری رسیده است .پس واضح پیداست که گرافیتی حتی در کامل ترین و بی نقص ترین نوع خود به هیچ وجه یک نقاشی دیواری نیست
به هر حال و گذشته از حساب و کتاب مرغ و تخم مرغ آنچه امروز گرافیتی نامیده می شود , تحت تاثیر محصولات صنعتی یا دستاورد های تکنولوژیک و نیز فلسفه نوین,آمیخته ای است از هنر و خرابکاری
در این فرصت هدف این است که تمایز بین انواع گوناگون دیوار نویسی (به لحاظ تفاوت دلایل انگیزشی در خلق اثر )را دسته بندی کرده آن ها را از هم تفکیک کنیم
ادامه مطلب
دوشنبه 16 اردیبهشت1387
فرهنگ و رسانه های مدرن
بخش اول
درآمد
در باب نسبت رسانه و فرهنگ بسیار نوشته شده است و هر کدام به فراخور حوزه مطالعاتی و اقتضائات، بعدی خاصی از نسبت این دو پدیده را بررسی نمودهاند. فرهنگ و رسانه دو همزاد بشر بوده و هر دو از مقتضیات زندگی اجتماعی بشر هستند. اگر فرض مشهود «انسان موجودی اجتماعی است» را بپذیریم، در نگاه اولیه به این موجود اجتماعی، نحوه زندگی اجتماعی و موجودیت عینی آن را در زیست – جهان مبتنی بر جهان پدیداری طبیعی وی مشاهده میکنیم که متشکل از دو جزء اصلی رسانه و فرهنگ و ارتباط متقابل ایندو است . بعبارت دیگر رسانه و فرهنگ دو جزء تفکیک ناپذیر زندگی اجتماعی انسان هستند.
انسان برای ارتباط با همنوع، از زبان که همان دستگاه پیچیده ارتباطی است، کمک میگیرد و این زبان، خود را در اشکال مختلفی از ابتدایی تا پیچیده (از سکوت و صحبت معمولی و ایماء و اشاره گرفته تا روشن کردن آتش و پدید آوردن دود و سرانجام اینترنت) نشان میدهد.
زبان و دستگاه ارتباطی یا همان رسانه، در یک بستر تجلی پیدا میکند که همان فرهنگ است و بعبارتی این فرهنگ است که زمینه اصلی ارتباط را فراهم میکند. ایندو در ارتباطی تنگاتنگ و دو تأثیری دیالکتیکی و متقابل، ترکیبی بنام انسان اجتماعی را شکل میدهند که در صحنه گیتی به کنش ارتباطی میپردازد.
نسبت رسانه و فرهنگ، آنگونه که آمد، نسبتی متقابل و تنگاتنگ بوده است اما از ابتدای پیدایش مدرنیته و شروع جوامع مدرن که مستلزم بوجود آمدن رسانههای متفاوت و در سطح وسیع است، وضع به گونهای دیگر تغییر یافته است. با آغاز پیدایش رسانههای مدرن، و در طول سیر تکاملی آنان، تأثیر رسانه بر فرهنگ و بالتبع بر زندگی مردم بیش از قبل شده است. امروز، این حقیقت را نمیتوان کتمان کرد که سرمایه داری مدرن، با استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته ارتباطی سعی در جهت دهی افکار، امیال، آمال، طرز تلقی، نگرشها و اساساً فرهنگ سایر جوامع دارد و پیشتاز این عرصه کسی جز آمریکا که هم اکنون و بدلایل تاریخی سردمدار این عرصه شده است، نیست. گفتار حاضر، پژوهشی است در شناخت این پدیده و خطرات آن و بالتبع مقابله با آن، از دیدگاه مردم شناختی.
ادامه مطلب

